أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

130

قانون ( فارسى )

انكسار گرمايى هست ( انعكاس ) . در گل لطافتى هست كه قبضيش سودمند است . و بسا اتفاق افتد كه سبب زكام شود . تا با طراوت و شاداب است با تلخى همراه است و گاهى كه خشك شود تلخى كاهش يابد . بدين علت است كه خوردن ده درهم از گل شاداب اسهال‌آور است . و آن وردى كه وى را ورد گنداننده نامند كه عبارت از گل زرد است گرم است و بيخش همانند « عاقرقرحا » سوزنده است . مزاج : جالينوس فرمايد : گل نسبت به تن آدمى بسيار سرد نيست . همو فرمايد بايد در اول سرد باشد . من مىگويم : در اول دوم خشك است و بويژه اگر خشك شده باشد . پولس گويد : مزاج گل تركيبى از گرمى و سردى است . ابن ماسويه گويد : گل در اول سرد و در دوم خشك است و در حقيقت در آخر دوم سرد است . خاصيت : چون تلخ‌مزگى بيشتر از گيرندگى دارد خشكانيدنش بيشتر از گيرندگى است . بازكننده و زداينده است . جنبش صفرا را خنثى سازد . و تخمش در گيرندگى قوىتر است . و پرزى كه در وسط گل هست از ساير اجزايش قبض‌تر است . همهء اجزاء گل اندامان درونى را تقويت دهد و قبوضيتش مانع تحليل رفتن نمىباشد . گل خشكيده قبض‌تر و سردتر است . و بعقيدهء كسانى قوتى در آن است كه خار و پيكان‌ها را بيرون مىكشد . بهترين افشرهء گل افشره‌اى است كه از گل قطع‌شده از شاخه گيرند به شرطى كه زائده‌هاى آن را آنچه به سفيدى مايل است از آن جدا كنند . براى مرباى گل بايد گل را در سايه خشك كنند و به كار برند . آرايش : اگر در گرمابه خود را با گل شويند بوى بد عرق را از بين مىبرد . دستورش چنين است : گل را قبل از افتادن شبنم بچينند و بگذارند تا پژمرده شود و چهل مثقال از آن با پنج مثقال سنبل الطيب و شش مثقال مر مخلوط كنند و قرصهاى كوچك از آن درست كنند . بد نيست كه دو درهم كوشنه و دو درهم سوسن بر آن افزايند . شست‌وشو با اين دارو عرق بدبو را از بين مىبرد . و شايد اگر زنان آن را در خفگىها بگذارند مفيد باشد . گروهى برآنند كه سائيدهء گل زگيلها را ريشه‌كن مىكند . زخم و قرحه : از قرحه‌ها بويژه از قرحه‌هاى پوست‌انداز ميان رانها و پيچ‌وخمها جلوگيرى مىكند . در قرحه‌هاى گود گوشت برآرد و گروهى عقيده دارند كه خار و پيكان‌ها را بيرون كشد ، به شرطى كه سائيده بر زخم پاشند . سر : شادابش سردرد را نافع است . گلاب هم سردرد را تسكين دهد . بو كردن روغن گل عطسه آرد . برخى گويند از آن عطسه‌آور است كه بخار را حبس مىنمايد . شايد اين حالت از برخورد قوت جلب‌كننده و قوت بازدارنده باشد كه دو ضدند و در گل جمعند و تأثير اين جمع اضداد بر مغزى كه زائده‌هاى ريز در آن است سبب عطسه گردد . گل براى هركسى كه مغزش گرم است عطسه‌آور مىشود . تخم گل و آب‌پز گل لثه را محكم كند . و درد گوش را تسكين دهد . چشم : گل چشم دردى را نافع است كه از گرما باشد . آب‌پز گل خشكيده را در چشم كشند ورم پلكها را فرونشاند . روغن و افشرهء گل براى چشم مفيدند . و اگر زائده‌هاى سفيد را از گل دور سازند در مداواى رمد خوب است . اندامان راننده : غش كرده را گلاب دهند سرحال آيد . افشرهء گل و شاخه و گاسبرگ علاج خون برآوردن است . اندامان غذا : گل براى معده و كبد خوب است . مرباى گل كه با عسل باشد و عبارت از گل انگبين است . تقويت معده كند ، و مدد هضم است . گل و افشرهء گل رطوبتهاى بد معده را برچينند . روغن گل التهاب معده را فرو نشاند . و حتى اگر گل را بر معده مالند همين فايده را دارد . شربت گل براى كسانى كه سستى در معده حس مىكنند مفيد است . اندامان دفعى : بوسيلهء پر بر پيزى مالند درد را